معنی حدیثکنان
6 بازدید
[ حَ کُ ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال حدیث کردن : مشعلها افروخته بودند و حدیث کنان میراندند. (تاریخ بیهقی ص ۱۵۱).
کلمات همقافیه با «حدیثکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر