معنی حدورة
5 بازدید
[ حَ رَ ] (ع مص) فربه شدن. ضخم شدن. (زوزنی). || روان کردن چشم اشک را. (از منتهی الارب).[ حُ رَ ] (ع اِ) حی ذوحدورة؛ قبیلهٔ جمع و انبوه.[ حَ رَ ] (اِخ) زمینی از بنی حارث بن کعب. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حدورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر