معنی حداده
5 بازدید
[ حَ د دا دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دامنکوه بخش حومهٔ شهرستان دامغان در ۴۲ هزارگزی خاور دامغان و سه هزارگزی جنوب شوسهٔ دامغان بشاهرود. جلگه و معتدل است و ۹۸۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، پسته، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان کرباس بافی است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). یاقوت دربارهٔ این دیه گوید: دهی بزرگ میان دامغان و بسطام از سرزمین قومس میباشد. میان آن و دامغان هفت فرسنگ است و حاجیان بدان فرود آیند. و نسبت بدان حدادی است و چند تن از دانشمندان بدان منسوبند. (معجم البلدان). سمعانی افزاید: که نام این قریه را همواره مقرون با اری تلفظ کنند و گویند «اری و حداده». رجوع به نزهة القلوب حمداللََّه مستوفی ج ۳ ص ۱۷۴ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «حداده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر