معنی حجون
6 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) هر غزوه ای که نخست خلاف آن ظاهر کنند و آخر کار همانجا روند. غزوهٔ دور و دراز. (معجم البلدان).[ حَ ] (ع ص) کاهل. (منتهی الارب).[ حَ ] (اِخ) نام کوهی است ببالای مکه و در آن مقبره است. (معجم البلدان) (منتهی الارب). گورستانی است به مکه. (مهذب الاسماء). || موضعی است دیگر در یک فرسنگ و ثلثی از مکه که سقیفهٔ آل زیار در آن است و اصمعی گفت کوه مشرف است که جنب مسجدالبیعه قرار دارد. (معجم البلدان). رجوع به امتاع الاسماع ص ۲۶، ۱۶۰، ۳۳۸، ۳۷۵، ۳۷۷، ۳۸۰، ۳۸۱، و الموشح ص ۵۰، ۳۵۶ و حدائق السحر، چ عباس اقبال، ص ۷۲ و ۱۷۳، و عقدالفرید ج ۱ ص ۳۳۵ و ج ۵ ص ۳۴۰، ۳۹۳، و ج ۷ ص ۱۲ و حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۳۱۷ و ۳۸۷ و ۳۸۸ و ۴۲۳ و ج ۲ ص ۲۴۰ و حاشیهٔ شدالازار قزوینی ص ۴۳۲ شود.
کلمات همقافیه با «حجون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر