معنی حجر افریقی
5 بازدید
[ حَ جَ رِ اَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سنگی است مابین خفت و ثقل و اجزاء او مختلف است در صلابت و لین. با خطوط سفید مثل اقلیمیا و از افریقیه خیزد. با قوهٔ مجففه و اندکی قابض و بالذع و محرق. مطفی او سه بار در خمر فعل او قویتر و بجهت قروح خبیثه متعفنه مفرداً و با شراب و عسل نافع و محرق مغسول با موم روغن جهت سوختگی آتش و امراض چشم مفید است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و ابن البیطار در مفردات گوید: قال دیسقوریدوس هو حجر یستعمله الصباغون بالبلاد التی یقال لها فروغیا و هی افریقیة و لذلک سمی بالیونانیة فرغیوس (در نسخهٔ لکلرک و در نسخهٔ چاپی: فروغنوس). و اجود مایکون من هذا الحجر ماکان اصفر وسطا فی مابین الخفة و الثقل و اجزائه مختلفة فی الصلابة و اللین و فیه عروق بیض مثل ما فی الاقلیمیا و قد یحرق علی هذه الصفة یؤخذ فیبل بخمر بالغ ثم یطم فی جمر و یروح الجمر دائما فاذا استحال لونه الی الحمرة یخرج و یطفا بمثل الخمر الذی بلّ به ثم یطم ثانیة و یطفأ و یحرق ایضاً ثالثة. و ینبغی ان یحذر ان یتفتت و یصیر رماداً. و قال جالینوس فی التاسعة قوته تجفف تجفیفا قویاً و فیه معهذا ایضاً شی ء من القبض مع تلذیع و اما انا فاستعمله ابداً و هو یحرق فاداوی به القروح المتعفنة اما وحده و اما مخلوطاً بشراب او عسل و اتخذ منه دواء للعین یجفف. و قال دیسقوریدوس: و هذا الحجر محرقا کان او غیر محرق فانه یقبض و ینقی و یکوی و اذا خلط بقیروطی ابرأ حرق النار و قدیعفن تعفیناً یسیراً او یغسل مثل ما تغسل الاقلیمیا - انتهی.
کلمات همقافیه با «حجر افریقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر