معنی حجریة
7 بازدید
[ حَ جَ ری یَ ] (ع مص جعلی، اِمص)، چگونگی حجر. صلابت. سختی مانند سنگ. (ناظم الاطباء).(اِخ) قضائی در سنجاق تعز از ولایت یمن در جنوب تعز که از طرف غرب محدود است به تعز و از شمال به عدین واب و از شرق بقضای قعطبة و از جنوب به عدن و اراضی غیر مضبوطة و او را با ناحیهٔ قبیطة صدوهشت قریه است و اراضی آن مرتفع و حاصل خیز است. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «حجریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر