معنی حجحجة
6 بازدید
[ حَ حَ جَ ] (ع مص) بازایستادن از... (از منتهی الارب). || اقامت کردن. || سپسایکی بازرفتن. (منتهی الارب). || آهنگ سخن کردن. || بازایستادن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حجحجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر