معنی حجةالحق
6 بازدید
[ حُ جْ جَ تُلْ حَ ق ق ] (اِ مرکب) لقب عام است. این لقب و لقب رئیس العلماء در زمان دیالمه به کسی داده میشد که از لحاظ علمی در زمرهٔ حکمای وقت محسوب شود. (کتاب حجةالحق ابوعلی سینا تألیف صادق گوهرین ص ۳۹۸): حجةالحق عالم مطلق وحیدالدین که هست ملجأ جان من و صدر من و استاد من. خاقانی. شیخ الائمه عمدهٔ دین قروهٔ هدی صدر الشریعه حجت حق متقی انام.خاقانی. و بهمین جهت ابن سینا را در روزگار خودش بدین لقب خوانده اند. رجوع بکتاب حجةالحق ص ۳۹۸ و غزالی نامه ص ۲۲۶ شود. و نیز همین لقب به امام فخررازی داده شده است. رجوع بخاندان نوبختی ص ۱۲۲ شود. و نیز این لقب بعمر خیام داده شده است. (تتمهٔ صوان الحکمة ص ۱۱۲).[ حُ جْ جَ تُلْ حَ ق ق ] (اِخ) رجوع به حجةالحق (ردیف ح ج ت) شود.
کلمات همقافیه با «حجةالحق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حق» برای سرودن شعر