معنی حجارهٔ مشویة
5 بازدید
[ حِ رَ / رِ یِ مَ وی یَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حجرمشوی. آهک زنده. کلس. رجوع به حجر مشوی شود.
کلمات همقافیه با «حجارهٔ مشویة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر