معنی حثیث
4 بازدید
[ حَ ] (ع ص) شتابنده. (ترجمان جرجانی). حثوث. تند. سریع. مسرع. شتابان: وَلّی ََ حثیثاً؛ ای مسرعا. || حریص. ج، حِثاث. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حثیث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر