معنی حبیة
5 بازدید
[ حَ بی یَ ] (اِخ) کوره ای به زمین یمن از نواحی سبا و بدانجا قلعه ای است موسوم به حب.[ حُ بْ بی یَ ] (اِخ) صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: گروهی از متصوفهٔ مبطله باشند. و قول و معتقد ایشان آن است که بنده چون به درجهٔ محبت رسد تکلیفات شرعیه از او ساقط شود و محرمات بر او مباح می گردد و ترک صلات و صیام و حج و زکات و سایر شعائر اسلام و ارتکاب آثام بر او مباح گردد. پناه می بریم به خداوند از این اعتقاد، چه آن بدون شک و ریب کفر صریح است، چنانکه در توضیح المذاهب گفته است. و در بعض کتب آمده است: فرقه ای از مشبهة که گویند: خدای تعالی را نپرستند نه از خوف و نه از طمع بلکه از حب و دوستی.[ حِ یَ ] (ع اِ) حبوة. و آن نوعی از نشستن است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حبیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر