معنی حبناء
5 بازدید
[ حَ ] (ع ص) تأنیث احبن. || کبوتری که بیضه ننهد. ج، حبن. || پیش پای بسیارگوشت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ حَ ] (اِخ) نام مادر سه برادر شاعر عرب: مغیرةبن عمروبن ربیعة و یزیدبن عمروبن ربیعة و صخربن عمروبن ربیعة و پدر این سه عمروبن ربیعة است.
کلمات همقافیه با «حبناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر