معنی حبلالمتین
5 بازدید
[ حَ لُلْ مَ ] (ع اِ مرکب) رسن استوار. رشتهٔ محکم. عروةالوثقی. || شریعت اسلام. || قرآن. (دهار) (دستور اللغهٔ ادیب نطنزی). و در شواهد ذیل گاه معنی شریعت و گاه قرآن و گاه شاید معنی اصلی آن مراد باشد: مگر خدمت تست حبل المتین که نوعی است از طاعت ذوالمنن.فرخی. این جهان و آن جهان از خدمتش حاصل شود خدمت محمود او را ساخته حبل المتین. فرخی. برترین جای مرا پایگه خدمت اوست پایهٔ خدمت او نیست مگر حبل متین. فرخی. یکی ماء معین آمد، دگر عین الیقین آمد سیم حبل المتین آمد، چهارم عروةالوثقی. منوچهری. خاک پایت چرخ را بهر امان بوده چون دین الهدی حبل المتین.خاقانی. شبرو که دید ساخته نور مبین چراغ؟ بختی که دید یافته حبل المتین زمام؟خاقانی. بمغان آی تا مرا بینی دور حبل المتین کنم زنار.خاقانی. ز بوی خلقش حبل الورید یافت حیات ز فر لطفش حبل المتین گرفت بها.خاقانی. و رجوع به حبل متین شود.
کلمات همقافیه با «حبلالمتین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر