معنی حبسخانه
4 بازدید
[ حَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) مَحبس. زندان. سجن. دوستاق : هم بمولد قرار نتوان کرد که صدف حبسخانهٔ درر است.خاقانی.
کلمات همقافیه با «حبسخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر