معنی حبحب
6 بازدید
[ حَ حَ ] (ع اِ) رفتار نرم آب. جری الماء قلیلا. (اقرب الموارد). || لاغر و نزار از مرد و شتر. || به لغت اهل مکه، هندوانه. شامیانه. بطیخ هندی. (تحفهٔ حکیم مؤمن). در حجاز و بخصوص در مکه، خربزه. خیار (بطیخ، قثاء). نوعی خیار چنبر بزرگ و زرد و نرم مانند خربزهٔ نرم. (دزی ج ۱ ص ۲۴۳).[ حَ حَ ] (ع اِ) جِ حَبحبة.
کلمات همقافیه با «حبحب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حب» برای سرودن شعر