معنی حبجری
5 بازدید
[ حَ جَ را ] (اِخ) آبی است به وادی ذوحبجری، مر بنی عبس را، در وراء قطن شمالی. نصر گوید: حبجری ناحیتی به نجد است در اکناف شربة. عقبةبن سوداء دربارهٔ آن گوید: الا یا لقومی للهموم الطوارق و ربع خلا بین السلیل و ثاوق و طیر جرت بین العمیم و حبجری بصدع النوی و البین غیر الموافق. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حبجری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر