معنی حبالسفرجل
5 بازدید
[ حَ بْ بُسْ سَ فَ جَ ] (ع اِ مرکب) بهدانه. صاحب اختیارات گوید: بپارسی به دانه گویند، بهترین آن بود که از به ترش گیرند و طبیعت وی سرد و تر بود در دویم و ملینی بود بی قبض و نافع بود جهت خشونت حلق و قصبه و شش و لعاب وی ترطیب کند و یبوست زایل کند و حرارت ساکن گرداند و مقدار دو درم از مغز وی چون بکوبند و با نبات حب سازند با لعاب وی با نبات و روغن بادام بخورند سرفهٔ گرم را سود دهد. و اسحاق گوید مضر بود بگرده و مصلح وی نبات بود و بدل وی بزرقطونا باشد.
کلمات همقافیه با «حبالسفرجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر