معنی حبالسعال
4 بازدید
[ حَ بْ بُسْ سُ ] (ع اِ مرکب) حب سرفه، و آن صمغ عربی و کتیرا و نشاسته است از هر یک دو درهم، افیون یک درهم، دارچین یک دانگ کوفته بیخته با لعاب بهدانه بسرشند و حب سازند و برای سرفهٔ سرد، پوست بیخ بادیان و فلفل گرد از هر یک دو مثقال و نیم نبات مصری پنج مثقال همه را بکوبند و بپزند و به آب سرشته حبه سازند. و برای سرفهٔ گرم، کتیرا و نشاسته و صمغ عربی از هر یک سه درم تخم خشخاش و رب سوس و مغز بادام مقشر از هر یک ده درم نبات مصری پانزده درم. همه را بکوبند و بپزند و به لعاب اسپغول (اسفرزه) سرشته حب سازند. و برای سرفهٔ بلغمی: ربّ سوس و کشمش از هر یک سه درم، نشاسته و کتیرا و صمغ عربی و مغز تخم کدو از هر یک درمی. نبات مصری نصف. ادویه همه را کوفته و بیخته و به لعاب تخم بهی که سه درم کشمش در او حل کرده باشند بسرشند و حب ها سازند. و داود ضریر انطاکی گوید: ینفع منه اذا جعل فی الفم و هو مجرب بما یأتی من الشروط. و صنعته: لبّ قرع و بطیخ و قثاء و خیار و حبّ خشخاش من کل جزء. نشا، صمغ کتیرا، ربّ سوس، زعفران، بذر رِجلة، لوز بنوعَیْه (یعنی تلخ و شیرین)، فستق، صنوبر، انیسون، بذر کتان. فان کان فی الرئة او الصدر قروح فلیضف الی ذلک تربد، اربعة، حلبة، ثلاثة. زوفا، درهمان و نصف. برشاوشان مثقالان. فان صحب ذلک حمی فالطین الأرمنی و مختوم، من کل ثلاثة. یعجن الکل مع مثله من السکر بلعاب بذرالمرو و بذرالقطونا و الریحان و دهن البنفسج و یحبب و یرفع و هذا بالغ النفع فی تلیین الصدر و تحسین الصوت خصوصاً ان عجن بعصارة الکرنب. و رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن باب دوم از قسم دوم و رجوع به کلمهٔ سعال در این لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «حبالسعال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر