معنی حبالرمان
5 بازدید
[ حَ بْ بُرْ رُمْ ما ] (ع اِ مرکب) ناردان. (محمودبن عمر ربنجنی). ناردانه. ناردانْگ. اناردانه. (مهذب الاسماء). دانهٔ انار: بهترین وی ترش و فربه بود و طبیعت وی سرد و خشک بود و قابض بود و ترش وی چون خشک بود شکم ببندد و منع مواد صفرائی کند و غثیان ساکن کند و قی ء بازدارد و فم معدهٔ گرم را قوت دهد و عصارهٔ وی خاصه ترش، چون بپزند و با عسل بیامیزند نافع بود جهت ریشها که در دهن بود و در معده ریشهای پلید و گوشت زیاده و درد گوش و اندرون بینی که ریش شده باشد و بدل وی سماق است. واللََّه اعلم. سرد و خشک است در اول. شکم ببندد و قی ء و غثیان بازدارد و صفرا فرونشاند و شربتی از او سه درم تا ده درم است.
کلمات همقافیه با «حبالرمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر