معنی حبالرشاد
4 بازدید
[ حَ بْ بُرْ رَ ] (ع اِ مرکب) دانهٔ سپندان. تخم سپندان. بزر سپندان. سپندان. (دستوراللغة). سپندانه. (مهذب الاسماء). حرف. (ضریر انطاکی). حرف نبطی. تخم نوعی از جرجیر. تخم ترتیزک. سپندان دانه. (محمودبن عمر ربنجنی). تخم اسفندان. شب خیزک. (حمداللََّه مستوفی). ثفّا. صاحب تحفه گوید: تخم نوعی از جرجیر است که حرف نبطی باشد. و صاحب ذخیرهٔ خوارزمشاهی گوید: حب الرشاد، تخم سپندان است و تخم سپندان چند نوع است، بعضی خرد است آنرا حرف گویند و اندر خوردنیهاء گرم بیشتر بکار دارند و بعضی سپید است و گرد آنرا خردل گویند و اندر طلی ها بیشتر بکار دارند و بعضی دراز است بر شکل تخم شاه اسپرم و آنرا حب الرشاد گویند -انتهی. و صاحب اختیارات گوید: حب الرشاد، حرف است و بهترین وی بابلی بود و طبیعت آن گرم و خشک است و سفید وی حرارت کمتر دارد از سرخ، زحیر و مغص بلغمی را نافع بود چون به آب گرم و روغن گل بیاشامند عرق النسا را نافع بود چون بکوبند و برورک ضماد کنند. و قولنج را سه مثقال بکوبند و بیاشامند و بدل آن در ضماد عرق النسا شیطرج بود و باقی منفعت وی در حرف گفته شود -انتهی. و حمداللََّه مستوفی در نزهةالقلوب گوید: آرزوی طعام آرد و قوت باه دهد، بدین سبب آنرا شب خیزک خوانند.
کلمات همقافیه با «حبالرشاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر