معنی حاکم گردانیدن
5 بازدید
[ کِ گَ دَ ] (مص مرکب) تحکیم. (تاج المصادر بیهقی). حاکم کردن. تسویم.
کلمات همقافیه با «حاکم گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر