معنی حاکم شدن
5 بازدید
[ کِ شُ دَ ] (مص مرکب) حکومت یافتن. به حکومت منصوب گردیدن. || غالب شدن در دعوی یا در محکمه.
کلمات همقافیه با «حاکم شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر