معنی حانث
7 بازدید
[ نِ ] (ع ص) نعت فاعلی از حنث. شکنندهٔ قسم. خلاف کنندهٔ قسم. شکنندهٔ سوگند. سوگندشکننده. سوگندشکن. || زنهارخوار. || خلف وعده کننده. خلف عهد کننده. || مائل شده از حق به باطل. || مائل شده از باطل به حق. - حانث گردانیدن کسی را؛ مائل گردانیدن از باطل به سوی حق یا از حق به باطل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حانث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نث» برای سرودن شعر