معنی حانة
7 بازدید
[ نَ ] (معرب، اِ) معرب خانه. || دکان می. (منتهی الارب). دکان می فروش. (مهذب الاسماء). خانهٔ خَمّار. میخانه. (زمخشری). دکان خمار و غیر او. میکده. خراب گاه. دکان شراب. ج، حانات. (زمخشری) (منتهی الارب).[ حانْ نَ ] (ع ص) نعت فاعلی مؤنث از حنین. || ناقه که از جدایی بچهٔ خود بنالد. || ناقة: ما له حانة و لا آنة؛ او را نه ناقه و نه گوسفند است؛ ای لا ناقة و لا شاة. (منتهی الارب).[ نَ ] (اِخ) نقطه و محلی است در حدود خابور و نصیبین، که آب هرماس از آن می گذرد. رجوع به نزهةالقلوب ص ۲۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «حانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر