معنی واژه حاماسوقی
1 بازدید
(اِ) گیاهی است به اندازهٔ یک بدست بر زمین پهن شود و شاخه های آن از پنج نگذرد، از ریشه ای به ضخامت یک انگشت برآید، و برگهای آن کوچک و گل آن سفید و بر شاخه های وی میوه ای چون فلفل باشد که چون بکنند رطوبتی شیرمانند از آن برآید. و آن خشک و گرم است در اول. برای عقرب گزیدگی آشامیدن و ضماد آن تجربهٔ نیکو داده و ریختن آن در رحم زن مصلح آنست. (تذکرهٔ ضریر انطاکی ج ۱ ص ۱۱۶).