معنی واژه حامااقطی
1 بازدید
[ ] (اِ) یونانی است و آنرا لیوس [ ظ: ابولوس ] اقطی نیز گویند، و آن سیوقه است و بر دو قسم است: بزرگ به اندازهٔ درختی و کوچک به اندازهٔ یک بدست، و هر دو مشرف الاوراق (دندانه دار) و باریک ساق با گل سفید، و میوهٔ آن مانند بطم است. برگهای قسم بزرگ آن مانند برگ گردو و کوچک وی مانند بادام است. بیش از چهار شاخه نیارد، با آفتاب برج جوزاء میرسد و تا دو سال ریشهٔ آن باقی ماند. و آن گرم و خشک است در دوم. اخلاط لزج و رطوبتها بیرون آرد. شرب و طلای آن سده و استسقاء و درد مفاصل را بتجربه زائل کند، و دردهای رحم و امراض مقعده حتی بواسیر مفتوحه را احتمالاً دفع کند. دانهٔ آن را در زمان حیض خوردن مانع حمل شود (بتجربه) و چکیدهٔ آنرا در دهان مضمضه کردن کرم دندان بکشد. طلای آن موی سیاه کند. و از ریختن مو جلوگیری کند. و اگر سه روز آنرا در بینی ریزند سرخی چشم ببرد و شش (ریه) را مضر است و اصلاح آن با عسل است، و شربت آن تا یک درم. (تذکرهٔ ضریر انطاکی ج ۱ ص ۱۱۶). از یونانی خامایاخته است. دزی آنرا با سامبوکوس ابولوس تطبیق می کند و در بعض مآخذ حامی آمده است. (دزی ج ۱ ص ۲۳۹). غلیون اقطی کوچک. حمام صغیر. خمان الارض. بل. بل شیرین. بیسل. اَبل. نار هندی. طرثوث. طُرثیث. شن.