معنی واژه حاقنة
0 بازدید
[ قِ نَ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی، تأنیث حاقن. || معده. (منتهی الارب). || مغاک که میان ترقوه و کتف است، و آن دو باشد. (منتهی الارب). میان چنبر گردن و رگ گردن. گو چنبر گردن. || قسمت زیرین شکم. ج، حواقن. (منتهی الارب). || لألحقن حواقنک بذواقنک؛ یعنی ترا به فکر خواهم انداخت، چه انسان متفکر ذقن را به گودی ترقوه فرومی برد. این مثل را هنگام تهدید به قهر و غلبه گویند. (از منتهی الارب). || گو دندان. (مهذب الاسماء).