معنی واژه حافظمیر
0 بازدید
[ فِ ] (اِخ) از مردم قریهٔ سینان است. صفات حمیده و اخلاق پسندیده داشت و به انواع فضل و کمال آراسته بود. این رباعی از اوست: افسوس که حسنت ای جفاجوی نماند وآن خال سیاه عنبرین بوی نماند در کوی تو خانه داشتم روزی چند آن خانه خراب گشت و آن کوی نماند. (ترجمهٔ مجالس النفائس ص ۱۴۴).