معنی واژه حافظعلی
0 بازدید
[ فِ عَ ] (اِخ) امیر علیشیر نوائی آورده است: وی ولد مولانا نوراست که میر ذکر لطائف او کرده. فی الواقع که از بی نظیران است. و قصاید مصنوع خواجه سلمان را بارها جواب گفته و خوش طبعان او را در معنی مسلم میدارند. مطلع یکی از قصائد خواجه سلمان اینست: صفای صفوت رویت بریخت ابر بهار هوای حشمت کویت ببیخت مشک تتار. حافظعلی در جواب گوید: قیام قامت جانان بلاست در رفتار ظلام ظلمت هجران رواست بر اغیار. و نیز او راست: حریم حرمت کوی تو جنت ابرار شمیم نکهت موی تو راحت احرار. این رباعی هم از اوست: هنگام سحر که نرگس و لاله شکفت مرغ سحری ناله کنان این میگفت می نوش که بی نشأه همی خواهی بود برخیز که در خاک بسی خواهی خفت. (ترجمهٔ مجالس النفائس ص ۱۴۳). خوندمیر حافظعلی را ولد نورالدین محمد غوریانی گفته و چنین گوید: سالی چند به صدارت و استادی ابوتراب میرزا منصوب بود. و اکثر خطوط را خوب مینوشت. و در علم عروض و صنایع مهارت بسیار دارد و در صنعت مقلوب که مشکلترین صنایع است این مطلع در سلک نظم کشیده: داد ما را درد و درد آرام داد دارم آرامی و وی ما را مراد. و در صنعت مقطوع و موصول به دو حرف و سه حرف و چهار حرف این رباعی بر صفحهٔ بیان نگاشته است: ای در دل زارم زده دردت آذر خالت به رُخَت بر گل نو نافهٔ تر خطت به لب شکرشکن مشک ختن چشمت عبهر شمیم گیسو عنبر.