معنی واژه حاضنة
0 بازدید
[ ضِ نَ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی. دایه و آنکه بجای وی باشد در تعهد بچه. (منتهی الارب). دایگان. (دستوراللغه). پیشکاره. زن پیشکار. پیشکار: سلامة حاضنهٔ ابراهیم بن رسول اللََّه (ص) بود. || مرغ که بر خایه نشسته بود. (مهذب الاسماء). || خرمابن که خوشه های خرد دارد، او النخلة التی خرجت کبائسها و قصرت عراجینها. ج، حواضن.