معنی واژه حاضریراق
0 بازدید
[ ضِ رْ یَ ] (ص مرکب) آماده. مهیا: جمله عریان ز جامه و شلوار همه حاضریراق بوس و کنار. اشرف (در تعریف رانیان هندوستان). || که تمام سلاح بر تن دارد. - حاضریراق شدن، حاضریراق بودن؛ مهیا و آماده شدن یا بودن. مجازاً، لباس پوشیده و مهیای رفتن بجائی شدن یا بودن. - حاضریراق کردن؛ مهیا و آماده کردن.