معنی حاضرباش
6 بازدید
[ ضِ ] (اِ مرکب) گفتار یا آوازی از آلتی، برای خواندن سربازان به مشق و غیره. - حاضرباش زدن؛ به آواز درآوردن آلتی، برای خواندن سربازان برای حضور بخدمت یا کار یا مشق و غیره. بسپاهیان به واسطهٔ آواز شیپوری یا مانند آن اعلان کردن تا حاضر آیند. || (ص مرکب) کسی که بخدمت امیری دایم و هر وقت حاضر باشد. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حاضرباش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر