معنی حاش للّه

معنی واژه حاش للّه

0 بازدید
[ شَ لِلْ لاه / لَه ] (ع صوت مرکب) پاکیست مر خدای را. پاکیست خدا را. پاکی و دوری است خدای را از این کار. (غیاث). منزه است خدای تعالی. دور دارد خدا. تنزیهاً للّه. معاذاً للّه. معاذَا اللََّه. از راه تنزیه مقام الوهیت را: {/Bوَ قُلْنَ حََاشَ لِلََّهِ مََا هََذََا بَشَراً إِنْ هََذََا إِلاََّ مَلَکٌ کَرِیمٌ . ۲۶-۳۷۱۲:۳۱/}(قرآن ۱۲/۳۱). {/Bقََالَ مََا خَطْبُکُنَّ إِذْ رََاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حََاشَ لِلََّهِ مََا عَلِمْنََا عَلَیْهِ مِنْ سُوءٍ.... ۱-۱۶۱۲:۵۱/}(قرآن ۱۲/۵۱). فحاش للّه ازین هر دو پاک دار ضمیر بخواه از ایزد از این هر دو قول استغفار. ناصرخسرو. حاش للّه نه مرا بلکه فلک را نبود با سگ کوی تو این زهره و یارای مجال. انوری. اگر خواهید کشتی برود و شما را سلامت بود مرا بدریا افکنید گفتند حاش للّه که تو بندهٔ گریخته باشی. (تفسیر ابوالفتوح رازی چ ۱ ج ۴ ص ۴۵۰). ز خر بتّرم حاش للّه وحده اگر آب جوزی مسیحا فرستم.مجیر بیلقانی. بی تو من و عیش حاش للّه کز خواب و خیال آن مبینام.خاقانی. حاش للّه که بندگان خدای این چنین بند بر نهند بپای. نظامی. دیوانه نه ایم حاش للّه با عقل و هدایت تمامیم.عطار. حاش للّه ایش شاء اللََّه کان حاکم آمد در مکان ولا مکان.مولوی. یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت حاش للّه که روم من ز پی یار دگر. حافظ. حاش للّه که نیم معتقد طاعت خویش اینقدر هست که گه گه قدحی مینوشم.حافظ. بگرد گلشن رویت دمیده سنبل تر ندیده هیچکس اسلام را ز کفر حصار کدام کفر چه اسلام حاش للّه از آن که دست قدرت یزدان والی غفار بگرد سورة والشمس بهر دفع گزند نوشته آیت واللیل را بخط غبار. رشیدای زرگر.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید