معنی حاش
6 بازدید
[ شَ ] (ع اِسم فعل) پرگست. (حبیش تفلیسی). || (اِ) پاکی. دوری از عیب و بدی: حاش للّه؛ پاکی است مر خدای را. معاذ اللََّه. حاشاللّه.
کلمات همقافیه با «حاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر