معنی حاشیش
4 بازدید
(اِ) بعربی و بفارسی حسن یوسف نامند، چیزی است که در آبها منجمد میشود مایل بسفیدی و بدمزه و مایل بشیرینی و حار و بسیار تند و قویتر از فرفیون. در چهارم گرم و خشک و نیم درهم او مقیی ء قوی و یک درهم او کشنده است به قی مفرط و ضماد اوجالی و سرخ کنندهٔ رنگ رخسار و مستعمل زنان است و جهة امراض بارد استعمال او در خارج بدن جائز است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). حاسیس. (دزی ج ۱ ص ۲۳۹). بعضی آن را دوایی ارمنی دانسته اند. (دزی ج ۱، ص ۲۳۹). رجوع بحاسیس شود.
کلمات همقافیه با «حاشیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر