معنی حارود
4 بازدید
(ع اِ) بیدستر. حیوانی که گند بیدستر [ جند بیدستر ] خایهٔ اوست. سگلابی. سگلاوی. قسطور. قنذر. ویدستر. سقلاوی. هزد. قوقی. قضاعة. رجوع بمفردات ابن البیطار و بحر الجواهر و دزی ج ۱ ص ۲۳۹ و رجوع به جند بیدستر و بیدستر شود.(اِخ) ابن یزید. مکنی به ابی الضحاک. تابعی است.
کلمات همقافیه با «حارود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر