معنی حارسی
6 بازدید
[ رِ ] (حامص) حارس شدن : حارسی اژدرها گنج راست خازنی راحتها رنج راست.نظامی. من نخسبم حارسیّ دز کنم گر برآرد گرگ سر تیرش زنم.مولوی.
کلمات همقافیه با «حارسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر