معنی واژه حارة
5 بازدید
[ رْ رَ ] (ع ص) نعت فاعلی، تأنیث حارّ. || (اِ) خردل فارسی. || (ص) ادویهٔ حارّه؛ دواهای گرم مزاج و غالباً از ادویهٔ حارّ؛ ابازیر اراده کنند. || امراض حارة؛ بیماریهای گرم. || بلاد حارة؛ ممالک گرمسیر. || منطقهٔ حارهٔ؛ منطقهٔ گرم .