معنی حاجیگرایخان
4 بازدید
[ ] (اِخ) یکی از خانهای قرم، بیست و یکمین خوانینی که عنوان گرای خان داشتند. او پسر قریم گرای از احفاد سلامت گرای است و پس از مرگ پدر بخدمت سلیم گرای خان پیوست و در سفر نمچه (اطریش) در اردوی عثمانی بود مردی شجاع و جسور و در محاصرهٔ وینه و سایر جنگها خدمات بسیار کرد و آن گاه که مرادگرای خان قرم مرتکب بعض اعمال شد که برخلاف دلخواه دربار عثمانی بود و معزول گردید یعنی در تاریخ ۱۰۹۴ هـ . ق. بجای او منصوب شد و وقتی که به قرم بازگشت با سپاهی که تنگهٔ اسماعیل را گرفته بودند مصادف شد و آنان را بکشت و پراکنده کرد و عدهٔ کثیری را اسیر کرد او با کمال شجاعتی که داشت بخیل و تند مزاج بود و تاتارها که معتاد به عطایای گران خانهای اسلاف او بودند بروی بشوریدند و او در قلعهٔ منکوب تحصن اختیار کرد و مردم سعادت گرای پسر قرم گرای را بخانی برداشتند و او به اقامت در ردوس مأمور گردید و بسال ۱۱۰۰ هـ . ق. بدانجا درگذشت. نقل به اختصار از قاموس الاعلام ترکی، و لن پول در طبقات سلاطین اسلام ص ۲۱۰ او را سی امین خوانین قرم شمرده است.
کلمات همقافیه با «حاجیگرایخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر