معنی حاجیلر
4 بازدید
[ لَ ] (اِخ) ناحیه ای است در استرآباد و نام کنونی آن مینو دشت یا دشت مینو است. این ناحیت را در قدیم کبودجامه مینامیدند و حمداللََّه مستوفی در ضمن «ذکر ولایت مازندران» دربارهٔ کبودجامه گوید: «ولایتی است و اکنون چون جرجان خراب است مجموع ولایت داخل کبود جامه است حاصلش ابریشم و انگور و غله بسیار میباشد و ولایتی عریض است.» و چنانکه از تضاعیف کتاب رابینو بر می آید حاجی لر نام ایل و حشمی نیز میباشد که در این ناحیه سکنی گزیده بودند. و علامهٔ قزوینی در حواشی خود بر لباب الالباب می آورد که کبود جامه نام حشمی است که میانهٔ استرآباد و خوارزم می نشسته اند و شهری داشتند موسوم به «شهرنو» رجوع به نزهت القلوب چ لیدن ص ۱۶۰ و سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۷۶ و ۷۸ و ۸۳ و ۸۴ و ۱۰۰ و ۱۶۲ و لباب الالباب ج ۱ ص ۵۱ و ۵۲ و ۳۰۴ شود.
کلمات همقافیه با «حاجیلر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لر» برای سرودن شعر