معنی حاجبی
7 بازدید
[ جِ ] (ص نسبی) منسوب بحاجب. سمعانی گوید: «و هذه النسبة الی الجد و اسمه حاجب» و در کتاب انساب گروهی با این نسبت ذکر شده اند. || ابروئی . || (حامص) پرده داری : «خواجه احمد حسن و دو حاجب دیگر با وی بودند و بسیار مرتبه داران و غلامی را از آن خواجه بحاجبی نامزد کردند. (تاریخ بیهقی). امیر فرمود وی را بجامه خانه بردند و خلعت حاجبی پوشانیدند. (تاریخ بیهقی). باز مجاملتی در میانه بماند که ترک آرام گیرد و این پسر او را، ستی هم فردا بباید نواخت و حاجبی داد. (تاریخ بیهقی). و اکنون بعاجل الحال فرزند حاجب را، ستی ولدی ومعتمدی نواختی تمام ارزانی داشتیم و حاجبی یافت. (تاریخ بیهقی). غلامی از آن وی را حاجبی دادند و خلعت پوشانیدند که به رسم حاجبی با وی برفت... (تاریخ بیهقی). غلامش را سیاه پوشانیدند بحاجبی... (تاریخ بیهقی). امیر حاجبی بفائق داد....». (تاریخ بیهقی). رجوع شود به تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۵۱ ۲۸۶ و ۲۸۸ و ۳۳۲ و ۳۳۵ و ۳۸۱ و ۵۴۵ و انساب سمعانی ورق ۱۴۹ و ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴.[ جِ ] (اِخ) رجوع شود به احمدبن ابراهیم بن احمدبن حاجب نیشابوری، در این لغت نامه، و انساب سمعانی ورق ۱۴۹.[ جِ ] (اِخ) رجوع شود به اسماعیل بن محمدبن حاجب در این لغت نامه و انساب سمعانی ورق ۱۴۹.[ جِ ] (اِخ) رجوع شود به صخربن محمدبن حاجب، در این لغت نامه، و انساب سمعانی ورق ۱۴۹.[ جِ ] (اِخ) رجوع شود به محمدبن احمدبن الهیثم ابن صالح... در این لغت نامه، و انساب سمعانی ورق ۱۴۹.[ جِ ] (اِخ) رجوع شود به موسی بن علی بن مذاح خیاط، در این لغت نامه، و ورق ۱۴۹ انساب سمعانی.[ جِ ] (اِخ) رجوع شود به میمون بن ظاهربن عبداللََّه بن محمدبن احمدبن حاجب، در این لغت نامه و انساب سمعانی ورق ۱۴۹.
کلمات همقافیه با «حاجبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر