معنی حاجبه
7 بازدید
[ جِ بَ ] (ع ص، اِ) زنی که بشغل حجابت پردازد: این زن سخت نزدیک بود به سلطان مسعود، چنانکه چون حاجبه ای شد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۰۳). یک به یک را حاجبه جستن گرفت تا پدید آید گهر بنگر شگفت.مولوی.
کلمات همقافیه با «حاجبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر