معنی جیر و ویر
6 بازدید
[ رُ ] (اِ مرکب، از اتباع) طعامی که از رودهٔ سرخ کرده و جگر گوسفند و پیازداغ کنند و فقرا آنرا نانخورش سازند. جغوربغور. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (اِ صوت) در تداول، سر و صدا: جیر و ویر کردن؛ سر و صدا راه انداختن. داد و بیداد، هیاهو کردن. || حکایت صوت گنجشکان بسیار در یکجا.
کلمات همقافیه با «جیر و ویر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر