معنی جیر
7 بازدید
[ جَ رِ / جَ رَ ] (ع اِ) بلی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). آری. (منتهی الارب). || حقاً. (منتهی الارب) (اقرب از صحاح).[ جَ یَ ] (ع مص) کوتاه و خوار شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و فعل آن از سَمِعَ است.[ جَ ] (ع اِ) گچ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).(ع اِ) آهک زنده. گچ. || صلی الله علیه و آله و سلم نازک. || (اِ) جیغ. (فرهنگ فارسی معین). || بر وزن و معنی زیر است که نشیب و پائین باشد. (برهان). || نوعی از چرم است که از آن بند شمشیر و کارد و غیره سازند. نوعی از پوست دباغت کرده که از آن بند کارد و بند شمشیر بهله و امثال آن سازند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «جیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر