معنی جیره
4 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) طعام راتبه. (غیاث اللغات). راتبهٔ هر روز که بمردم فوج و غیره دهند. (آنندراج). مقدار محدود و معین از مواد غذایی که روزانه یا هفتگی یا ماهیانه یا سالانه بکسی دهند، مقابل مواجب که نقدینه است و مقابل علیق. (یادداشت مرحوم دهخدا). مقابل مواجب. (تذکرةالملوک چ مینورسکی ورق ۹۸ ص ۲). روزیانه باشد و آن چیزی بود از گندم و آرد و نان و امثال آن که بجهت غلام و نوکر مقرر کنند. (برهان). ظاهراً از عربی جری علیه اجراء، مقایسه شود با اِجری، اجری خوار، جری. - امثال: جیرهٔ کسی را بر یخ نوشتن : دوستانم به طنز می گویند جیره ات را به یخ حوالت داد.محیط. نوکر بی جیره مواجب، تاج سر آقاست.
کلمات همقافیه با «جیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر