معنی جیاش
4 بازدید
[ جَ یْ یا ] (اِخ) ابن نجاح، مکنی به ابوالطامی. صاحب تهامهٔ یمن و داهیه و شجاع و تاریخ دان و ادیب و شاعر بود. وی پس از قتل برادرش سعیدبن نجاح بسال ۴۸۱ هـ . ق. بهندوستان سفر کرد و پس از شش ماه در خفا به یمن برگشت و مردمی را بگرد خود فراهم آورد و بسال ۴۸۲ ظاهر گردید و بر زبید مسلط شد و تا هنگام مرگ بسال ۴۹۸ هـ . ق. بر تهامه حکومت داشت. دیوان شعر بزرگی دارد و کتاب المفید فی اخبار زبید از تألیفات اوست. (تاریخ ثغر عدن) (الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۹۹).
کلمات همقافیه با «جیاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر