معنی جیار
7 بازدید
[ جَ یْ یا ] (ع اِ) ساروج. (اقرب الموارد). چروک و صاروج. (مهذب الاسماء). آهک با چیزها آمیخته که بر حوض و امثال آن مالند. (منتهی الارب). || گرمی دل از خشم و گرسنگی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ جَ یْ یا ] (ع اِ) ساروج. (اقرب الموارد). چروک و صاروج. (مهذب الاسماء). آهک با چیزها آمیخته که بر حوض و امثال آن مالند. (منتهی الارب). || گرمی دل از خشم و گرسنگی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر