معنی جگرآکند
6 بازدید
[ جِ گَ کَ ] (اِ مرکب) امعاء و رودهٔ گوسفند باشد که آنرا با گوشت و مصالح پر کرده باشند و بعربی عصیب خوانندش. (برهان) (ناظم الاطباء). ظاهراً سختو. جهودانه. چرغند. رونج. کیپا. مبار. گدک. چرب روده. عصیب. نکانه. نقانق. زناج. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «جگرآکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر