معنی جویمند
5 بازدید
[ مَ ] (اِخ) قریهٔ بزرگی است در گناباد که مرکز ادارات دولتی است، این قصبه از چهار دهستان بنام زیبد، کاخک، مرکزی و بیدخت تشکیل شده. محصول آن غلات، بنشن، زعفران، ابریشم، زیره، انواع میوه جات. جمع قراء ۵۳ و جمعیت آن در حدود ۴۲۹۴۵ تن میباشد. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹ شود.[ مَ ] (اِخ) دهستان مرکزی که از پانزده آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۱۹۲۹۳ تن می باشد. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹ شود.
کلمات همقافیه با «جویمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر