معنی جوعالمغشی
6 بازدید
[ عُلْ مُ ] (ع اِ مرکب) قسمی جوع و آنست که آدمی از فرط گرسنگی نتواند شکم خود را نگاه دارد و اگر خوراک به او دیر رسد او را غشی دست دهد و نیروی طبیعی او زایل گردد. (کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به قانون ابوعلی سینا چ طهران ص ۱۶۴ شود.
کلمات همقافیه با «جوعالمغشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر